سیاه...سفید

-------------------------------------------------
صفحه اصلی
-------------------------------------------------
● معرفی اساتید آموزشگاه:
سیاوش مهویس ● بیوگرافی مختصر و نمونه آثار استاد (در دو گالری مجزا) و همچنین نمونه آثار برخی از هنرجویان، در این بخش قابل دسترسی است.
بامداد رضوانیان ● بیوگرافی مختصر و نمونه آثار استاد (در دو گالری مجزا) و همچنین نمونه آثار برخی از هنرجویان، در این بخش قابل دسترسی است.
-------------------------------------------------
برنامه کلاسها ● روزها و ساعات تشکیل کلاسها، میزان شهریه و آدرس آتلیه در این قسمت قابل مشاهده میباشد.
-------------------------------------------------
تماس با آموزشگاه ● برای ایجاد ارتباط و ارسال پیام الکترونیک، از این قسمت میتوانید استفاده کنید. همچنین آدرس آموزشکاه در این بخش قابل دسترسی میباشد.
-------------------------------------------------
در باره ما ● شرح مختصری در باره ایکاروس و معنی این واژه یونانی در این قسمت آمده است.
-------------------------------------------------
● مقالات مرتبط:
سیاه، سفید، یک دنیا طرح روزنامه جام جم، ۲۶ﺁبان۱۳۸۲
مدت هاست میان مردم هنر دوست ایران و هنرهای تجسمی فاصله ای قابل توجه افتاده است، فاصله ای که هر چه به عمر آن افزوده می شود، با حجم بیشتری از اطلاعات هنری، ایجاد و خلق طرحها و سبکهای جدید روبرو می شویم و متاسفانه عده قابل توجهی از بازدید کنندگان ....

جستجو در رنگها و فرمها روزنامه آینده نو، ۲۰دی۱۳۸۵
حضور قدرتمند طراحی و نقاشی فیگوراتیو در هنر امروز شکلی قاطعانه، پر رنگ و واضح را به خود اختصاص داده، و این حضور مولفه های هنر تجریدی و تزیینی را به چالش جدی فرا خوانده است. نقاشی آبستره که امروز کمرنگ تر از دهه های پیشین خود را ....

اوج اثر نشریه تندیس، ۲۲آذر١٣٨٤
کسانی که دستی به کار دارند بخوبی از دشواری های نقاشی کردن در ابعاد بزرگ خبر دارند. اجرا و پیاده کردن طرح اولیه، اصلاح نقاط ضعف و برطرف نمودن ایرادهای ضمن اجرا، عموما نقاش را در انجام اینگونه کارها به تصمیم گیریهای آنی و دشواری وادار می سازد ....

سیاه...سفید نشریه تندیس، ٢٢مهر١٣٨٢
امروزه در جامه ای زندگی می کنیم که بسیاری از هنرمندان با اندیشه های متفاوت حضور دارند، اندیشه هایی که گاه در تضاد با اندیشه دیگری است،حال در چنین اوضاع و احوالی مخاطب اثر هنری سر در گم می شود و برای یافتن آنچه حقیقت می پندارد ....

روزنامه همشهری، ۲۰بهمن۱۳۷۵
سیاوش مهویس فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران است. این اولین نمایشگاه او بود. در آثار وی که عموما از طراحی فیگور تشکیل شده شخصیتها با حالتی زیبا در صفحه قرار گرفته اند. خطوطی ظریف و پر احساس و هماهنگی لطیف سایه روشن ....
اهمیت طراحی در هنرهای تجسمی

تنوع در ترکیب بندی روزنامه همشهری، ۲۴خرداد۱۳۸۵
اگر گرایش ماتیس و برخی از هنرمندان اروپایی به عناصر و جذابیتهای نهفته در مينياتورهای شرقی، به خاطر ارضای حس اکتشاف و نوآوری اين هنرمندان بوده (حسی که بخصوص با مشاهده مينياتورهای شرقی بر انگيخته ميشده)، ولی گرايش مينو اسعدی ....

چهره نگاری به قلم بامداد رضوانیان
اين مقاله شامل تعريف " پرتره " ‌يا " چهره نگاري " و ريشه لغوي آن است . همچنين به عوامل موثر در چهره سازي مانند : زيبا شناسي ، موضوع ، شبيه سازي ، شخصيت پردازي ، شرايط چهره سازي و تكنيك پرداخته شده است . سپس انواع كلي تقسيم بندي در چهره نگاري مانند خودنگاري ...

-------------------------------------------------
برخی لینکها:
نقاشی و طراحی فیگوراتیو
نقاشان فیگوراتیو
گالری شیث
سایت شخصی بامداد رضوانیان
جمشید حقیقت انصاری
-------------------------------------------------
٢٢مهر١٣٨٢،نشریه تندیس
نوشته:" آرمان یعقوب پور"

امروزه در جامه ای زندگی می کنیم که بسیاری از هنرمندان با اندیشه های متفاوت حضور دارند، اندیشه هایی که گاه در تضاد با اندیشه دیگری است، حال در چنین اوضاع و احوالی مخاطب اثر هنری سر در گم می شود و برای یافتن آنچه حقیقت می پندارد به دنبال هنرمند می گردد که بتواند با آثار او ارتباط بر قرار کند. امروزه هنرمندان خاص ما منتقدین خاص خود را دارند وآثار بوجود آمده مخاطب خود را می جوید. پس لاجرم در جامعه کنونی هر سخن و هر اثری به مذاق گروهی خوش می آید و گروهی دیگر.. با این زمینه فکری آثار سیاوش مهویس را در گالری برگ دیدم آثاری که در تمامی آنها پیکره انسان نقش اصلی را بازی می کند و مدل گویی مهویس قصد دارد با انبوه خطوط و تنالیته هایی که شاکله کلی فیگور را ایجاد نموده به درون راه یابد و آنچه نهان است، آشکار کند. این نمایشگاه حاصل ده سال کار اوست بطور کلی می توان آثار را به سه بخش کلی تقسیم نمود:
١ نگاه اکسپرسیو به فیگور
٢ نگاه ناتورالیستی به فیگور
۳ فی البداهگی در ترسیم فیگور
پس از دیدن آثار با این سئوال مواجه شدم که چرا مهویس موضوع انسان را انتخاب کرده و یا اینکه فیگورهای مهویس چه نا گفته هایی دارند که او قصد بیان آنها را دارد. آیا تقلید عین به عین از طبیعت را دنبال کرده یا افقی وسیع تر را جستجو می کند. اگر کمی سطحی به آثار نگریسته شود مخاطب نا آگاه می گوید کار او همانند دوربین عکاسی تقلید از طبیع است. ولی خود بهتر می دانیم که فیگورهای این هنرمند فیگورهای منجمد شده ناتورالیستی نیستند بلکه به دنبال رهایی از این انجمادند. او قصد دارد با شناخت مدل به درون آن راه یابد و موضوع انسان را بسیار عمیق تر از طبیعت و طبیعت بیجان بیابد. هر چند می دانیم بسیاری از نقاشان بزرگ تاریخ سالهای سال به مطالعه طبیعت بیجان پرداخته اند. جستجوی سزان را برای تبدیل بطری به استوانه و تلاش موراندی را برای تبدیل استوانه به بطری فراموش نکرده ایم. اما خوب می دانیم که جهان بینی موراندی در ساده کردن اشیا آنقدر پیش می رود که دیگر بطری بهانه ایست برای نشان دادن آن ذهنیت. مهویس آثار خود را به سه دوره زمانی تقسیم می کند. دوره اول را دوره سیاه می نامد که شامل آثار سالهای ٧٣ تا ٧٦ است. دوره بعد را دوره خلاء که تا آخر سال ۷۹ ادامه داشته می نامد و دوره آخر را دوره سفید که شامل سالهای ٨٠ تا کنون می باشد نام نهاده. در آثار دوره اول نوعی بد بینی بر روح مهویس سایه گسترانده و این مهم باعث بوجود آمدن آثاری سیاه با اغراقهایی که تا حد کج نمایی پیش میرود شده است، فیگور هایی که در سیاهی اسیر هستند و محبوس در چنبره کادر. دوره دوم دوران خلا یا نگاه ناتورالیستی به فیگور می باشد. مهویس قصد مطالعه فیگور را از نظر ساختاری دارد و می خواهد با کنار هم قرار دادن هاشورها، دیواری از تنالیته ساخته وساختمان تصویر را نمایش دهد. به گفته خود او در این دوران جز مطالعه تصویر هدفی را دنبال نمی کرده است. او آثار دوره متاخرش را سفید می نامد. در این دوره کاری فی البداهگی در قلم زدن نوعی رهایی مهویس را از قید و بند های ناتورالیستی نشان میدهد. حرکتهای سیال خط بر صفحه کاغذ به نوعی قصد خلاصی مهویس را از دوره های قبل دارد. شیرینی و دلنشینی قلم زدن او در این دوره نگاهی خوش بینانه نسبت به دوره های قبل را نشان میدهد. فیگورها معمولا برقی از امید در چشمانشان و یا لبخندی بر لبانشان نقش بسته است. اگر بخواهیم میان دوره اول و دوره آخر آثار تفاوتی قائل باشیم می توان گفت در سال های نخست شخصیت و روحیه توام با بد بینی هنرمند بر آثارش سایه انداخته ولی در آثار متاخر او شخصیت فیگور و یا مدل قصد چیره شدن بر صفحه تصویر را دارد. در این دوره مهویس آنقدر غرق در شخصیت پردازی می شود که ساختن فضای اطراف فیگور را فدای چهره او مینماید. اغراق در این دوره همانند دوره اول وجود دارد. ولی این اغراق وفادار به ناتورالیسم می باشد و تا آنجا پیش میرود که بتواند شخصیت پنهان شده مدل را در تصویر،زندگی دوباره بخشد. در این مورد خود او می گوید : راهی را آغاز نموده ام که در آینده امیدوارم به این مهم دست یابم